برای آشنایی جدید-محسن ربانی

الهی در دل ما  جا کند عشق
دل عاشق نصیب ما کند عشق
دعایی از من و آمینش از تو
الهی خوب با ما تا کند عشق

سکانس اخر - محسن ربانی

یادته سکانس پارک روی اون نیمکت؟
برداشت اول سه دو یک حرکت!
یادمه انگار تو هم به من دل بسته بودی
از این بازی زیر پوستی خسته بودی
به تو گفتم دیگر جای طفره نیست
بگو این حسی که به تو دارم یکطرفه نیست
یادمه نگاهت پر از مونولوگ شد
لبخندی که زدی آخرین دیالوگ شد
قصه قشنگ مون رفت و رسید به تیتراژ
من با یاده تو موندم همین طور هاج و واج
بعد از اون شب دیگه مثل سابق نشدی
دیگه با نگاهت با من صادق نشدی
من نقش اول بودم تو هم نقش مقابل
تو نقش اول شدی من شدم مقابل
تا که یه روز تو رفتی با بازیگر مهمان
منو تنها گذاشتی با سایر بازیگران
قصه مون تمود شد گرچه ناتموم موند
آرزوم داشتند بود، گرچه آرزو بود
سناریوی این فیلم بازم جایی کار داشت
بازی تو گرچه جایزه اسکار داشت
سیمرغ دل تو پرواز کرد و رفت
یه قصه دیگه رو آغاز کرد و رفت

فال حافظ - محسن ربانی

هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هرکه با ما بود نیز از ما گریخت
چند روزی است حالم دیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفال می زنم
حال هم حافظ که فالم را گرفت
یک غزل امد که حالم را گرفت
" ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم  "